خرید بک لینک

رهبر_انقلاب :

نگذارید دوران دفاع مقدس از یادها برود.
۱۳۹۳/۱/۶

برچسب: دفاع مقدس,دفاع مقدس چیست,دفاع مقدس مقاله,دفاع مقدس ویکی پدیا,دفاع مقدس خاطرات,دفاع مقدس در کلام,دفاع مقدس ايران,دفاع مقدس عکس,دفاع مقدس چيست,دفاع مقدس شعر, نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 19:08

بسم رب الشهدا والصدیقین قسمت_ششم ( داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی) من فکر می کردم آنها چه زندگی جالبی دارند، هم مادر رزمنده است و هم پسر. من توی مسجد جامع عده ی زیادی را دیده بودم که کمک های مردمی را آماده می کردند و می فرستادند جبهه. حاج آقا کارنما خیلی فعالیت می کرد. علی سه روز مانده به عروسی مان آمد کرمان و تابستان بود، لاغر و سیاه شده بود. پیش خودم گفتم: کاش زودتر می آمد و قدری استراحت می کرد رنگ رو می گرفت. رفتیم اثاثت عروسی را خریدیم. علی گفت: مهمان زیاد داریم. برایش کت و شلوار دامادی هم خریدیم. قرار شد آقایان را در منزل اقای محمدی پذیرای

برچسب: قسمت ششم سریال شهرزاد,قسمت ششم شهرزاد,قسمت ششم آسپرین,قسمت ششم سریال ماه پیکر,قسمت ششم ماه پیکر,قسمت ششم سریال اسپرین,قسمت ششم دندون طلا,قسمت ششم سریال برادر,قسمت ششم ماه عسل 95,قسمت ششم شاهگوش, نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 19:08

داستان های زندگی شهدا

داستان زندگی شهید بزرگوار علی شفیعی



برچسب: نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 17:23

بسم رب الشهدا والصدیقین قسمت_اولپانزده ساله بودم، کلاس اول دبیرستان درس می خواندم. باید درس می خواندم و به دانشگاه می رفتم. این سفارش برادر شهیدم، کاظم بود.وقتی از جبهه بر می گشت، می پرسید:«داری می خوانی یا نه؟» خاطر جمع اش می کردم.برادرم در والفجر هشت، شهید شد. از اروندرود گذشته و در خاک عراق عملیات کرده بودند. برادرم می گفت:«یک دیوار سالم در خرمشهر یافت نمی شود»وقتی محمدکاظم شهید شد، سفارش او را آویزه ی گوشم کردم. می گفتم: خانواده شهید باید اهل تقوا و علم باشد. مملکت ما کمبودهایی دارد که باید رفع شود.آن روز فراموشم نمی شود که رفتیم معراج شهدا و برادرم

برچسب: نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 17:23

قسمت_دوم آن سال سخترین سال زندگی ام بود. دلم می خواست خوم را آرام کنم، ولی برادرم را از دست داده بودم، جگر گوشه ام را، پاره تنم را، حقم بود شیون کنم.بهار سال بعد صحبت علی شفیعی به میان آمد. یک روز از مدرسه برگشتم. مادرم حرف را کشید به سر و سامان گرفتن. خیال کردم درباره کس دیگری حرف می زند.رفتم پی درس و مشقم که مادرم من را پیش کشید و گفت: برایت خواستگار آمده. زدم به صورتم و گفتم: برادرم گفته درسم را بخوانم. خیلی جدی نگرفتم. گفت: خواستگار تو علی شفیعی است. او دوست برادرت بود اهل جبهه و جوان با دیانتی است.عروسی چیزی نبود که ذهنم را به خود مشغول کند. حاج آقا بختیا

برچسب: قسمت دوم داستان عشق در دربار,قسمت دوم داستان ملک نعمان,قسمت دوم داستان یک صعود,قسمت سوم داستان کوچه بن بست,قسمت سوم داستان غلام حیدر,قسمت سوم داستان اسیر,اسیر قسمت دوم داستان,داستان قسمت دوم ماه عسل 94,داستان قسمت دوم هابیت,داستان قسمت دوم سریال قبول میکنم, نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 17:23

بسم رب الشهدا والصدیقین قسمت_چهارم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)بعد از چند روز مراسم بله برون در خانه حاج آقا محمدی برگزار شد. من مدرسه بودم و نتوانستم از اول مراسم در مجلس باشم.وقتی رسیدم، پدرم گفت: صد تومان مهر در نظر گرفته ایم و یک جلد کلام الله مجید. مادر علی خواست خانه اش را مشت قباله ام بیندازد که علی نگذاشتو گفت خانه مال مادرش است، هروقت او خانه دار شد، سه دانگش را به اسم تو می کند. چیزی نگفتم، چون به این حرف ها فکر نمی کردم.برای من صداقت و تقوا و حیثیت علی مهم بود،که او همه را داشتبا خبر شدم که علی دارد در کوچه ابوذر خانه می سازد.یک اتاقش ر

برچسب: قسمت چهارم رمان زندگی واقعی,قسمت چهارم رمان ملودی زندگی من,قسمت چهارم رمان ترنم زندگی, نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 17:23

علی ازچهره هایی بود که حجاب ازجلوی او برداشته شده بود و من این را حس می کردم یعنی ارتباط معنوی او با خدا اینقدر نزدیک بود که خیلی از حجابهای مادی که آنطرفتر را نمی تواند ببیند از جلویش برداشته شده بود و چند مورد را دیدم و بچه ها که همراه او بودند تعریف می کردند . یک مورد کنار کارون بود ، بچه ها مشغول شستن پتو بودند ، علی آقا لب کارون نشسته بود و بچه ها پتوهای مخابرات را می شستند و علی حاجبی هم کنارش نشسته بود . علی آقا همین که بچه ها مشغول بودند و هوا هم گرم بود گفت اگر هندوانه خنکی بود خیلی می چسبید به خدا قسم به اندازه یک نگاه برداشتن از علی ، یک هندوانه ب

برچسب: خاطراتی از شهید همت,خاطراتی از شهید ابراهیم هادی,خاطراتی از شهید چمران,خاطراتی از شهید بابایی,خاطراتی از شهید مهدی زین الدین,خاطراتی از شهید مطهری,خاطراتی از شهید حسن باقری,خاطراتی از شهید احمد متوسلیان,خاطراتی از شهید بیضایی,خاطراتی از شهید جهاد مغنیه, نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:10

این هم یه کاناله ، به جرات میتونم بگم که برترین کانال دنیاست ، اما نه از جنس تلگرامی و امثال این ها ... این یه کاناله از جنس دل هست ... از جنس عشق ... از جنس مردانگی ... از جنس معرفت و غیرت ... کانالی هست که یه بی سر و پایی مثل من و توش راه نمیدن ...

برچسب: نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:10

کسانی که خیلی دوست دارند برای هدایت دیگران تلاش کنند و عشق به سعادت آدم ها داشته باشند، بجای اینکه بمیرند شهی می شوند. این شهادت آنها را صاحب قدرتی جاودانه و تأثیری گسترده برای کمک به انسان ها برای رسیدن به سعادت خواهد کرد. شهدا بهتر از فرشته ها به کمک ما آدم های مدنی می شتابند.

برچسب: نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:10

برچسب: بیاد شهدای دفاع مقدس, نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:10

برچسب: نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:10

برچسب: نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:10

«ما سینه زدیم بیصدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیانِ صفِ اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند»

در آرزوی شهادت

برچسب: در آرزوی شهادت,در آرزوی شهادت آپارات,کلیپ در آرزوی شهادت,نماهنگ در آرزوی شهادت,دانلود کلیپ در آرزوی شهادت,شعر در آرزوی شهادت,دانلود در آرزوی شهادت,وبلاگ در آرزوی شهادت,نماهنگ در آرزوی شهادت آپارات,فیلم در آرزوی شهادت, نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:09

زندگینامه: میرقاسم میرحسینی (۱۳۴۱ - ۱۳۶۵) میرقاسم میرحسینی در سال ۱۳۴۲ در روستای صفدرمیربیک در نزدیکی شهر زابل به دنیا آمد. وی کوچکترین فرزند خانواده حاج مرادعلی میرحسینی بود. میرقاسم تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستای جزینک به پایان رساند و برای ادامه تحصیل رهسپار هنرستان کشاورزی شهر زابل شد. پس اخذ مدرک دیپلم در سال ۱۳۶۰ به عضویت سپاه پاسدارن درآمد و در واحد پذیرش مشغول به خدمت شد و پس از چند ماه کار و تلاش صادقانه و خالصانه برای گذراندن دوره عالی برگذیده شد. با شروع عملیات بیت المقدس میرحسینی به عنوان معاون یکی از گردانهای عملکننده در ا

برچسب: نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:09

برچسب: نویسنده: زهرا حسنی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:09

صفحه بندی